به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی میکنم بالا تر از فریاد
به تو تقدیم میکنم تمام احساسات درونم را که مشتاقانه تو را طلب می کند به تو تقدیم می کنم لحظه لحظه های دلتنگی ام را که به وسعت تمام روزهایی است که بی تو سر کردم و به تو تقدیم عشق را که در تپش های قلبم و در اشتیاق چشمان همیشه منتظرم این ارزشمند ترین هدیه من به توست گوشه ای از قلبت پناهش ده و با خورشید مهربانی ات نگهبانش باش امشب همه چیز رو به راه است همه چیز آرام. . .آرام. . .باورت می شود؟ دیگر یاد گرفته ام شب ها بخوابم با "یاد تو" تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم. . .بی صدا کنم! تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی! یاد گرفته ام. . .نفس بکشم بدون تو. . .و به یاد تو! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن. . . و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم! تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام! یاد گرفته ام که چگونه بی تو بخندم. . . یاد گرفته ام که بی تو گریه کنم. . .و بدون شانه هایت. . .! یاد گرفته ام. . .که دیگر عاشق نشوم به غیر تو! یادگرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم. . . و مهم تر از همه یاد گرفته ام که با یادت زنده باشم و زندگی کنم! اما هنوز یک چیز هست که یاد نگرفته ام. . . که چگونه. . .! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم. . . و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم. . .! تو نگرانم نشو!!! توی یک نامه نوشتم:همه زندگیم شدی تو تو جوابم دادی اما:زندگی هست اما بی تو من نوشتم که:یه روزی دل رو باختم توی چشمات تو به من می گی که:اون روز هوسی بوده تو چشمات من نوشتم که:هوسم می تونه یه عشق پاک شه تو نوشتی:زندگی هم می شه بی تو نباشه من نوشتم:که شدم آب همچو شمعی رو به دریا تو نوشتی:خسته ام رفته ای دیگه از یاد دیگه امشب آخرین باره که من دست گرمتو تو دستام میگیرم. آخرین باره که من با یه دنیا آرزو واسه چشمات می میرم. چشم تو خودش داره میگه برو می رم اما می دونی دوستت دارم هر جای دنیا باشم هر چقدر تنها باشم نمی تونم مثل تو سرد و بی وفا باشم. می دونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم تو چشات دنبال تقدیر اومدم.می دونم من نبودم قلبتو دادی به کسی هنوزم یه کم واسش دلواپسی. حالا که دارم می رم کاش یه بار نگام کنی من به اینم راضی ام که فقط دعام کنی.می رم اما آخر راه من و تو این نبود آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود. اگه مهربون تر از تو سر راه من بیاد به دلم نمی شینه قلب من تو رو می خواد حرف آخرم بگم حالا که دارم میرم همیشه با خاطره ات می مونم تا بمیرم. سلام ای امید نا امیدی هایم.وقتی تو قدم به کاشانه قبلم نهادی ویرانه این قلب شکسته را امیدی تازه بخشیدی.وقتی طنین صدایت کاشانه قلبم را پر کرد روز های خاکستری و شب های تاریک و خموش زندگی و لحظه های تلخ عمرم را از یاد بردم. وقتی چشمهایت را که به وسعت دریا بود و به پاکی و زلالی آب بود به من دوختی ولبهای زیبایت برایم سخن گفت زندگی ام رنگ تازه ای به خود گرفت و تازه توانستم امید را به گونه ای شاعرانه معنی کنم و مفهوم واقعی امید را بفهمم. آری تو ای پرنده عزیز و کوکچک قلبم زندگی در کنار تو و رویای با تو بودن برایم زیبا بود.این را می توانستی آسان از چشمهای پر از اشک و دل شکسته م در یابی و تاریکی ها را با دستهای مهربانت از جلوی چشمهای خسته ام کنار بزنی و پنجره قلبم را که به سوی دشت چشمهایت باز میشد و با بذر های رنگین امید آبیاری شده بود برایم باز نگه داری و به من عشق و امید ارزانی کنی. ولی افسوس که عمری دوباره نخواهم داشت تا چشمهایت برایم جلوه هایی از حقیقت باشد.ولی بدان که: آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگز از شوق زیاد. . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز. . . و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی. . . عاشق آنکه تو را می خواهد. . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد. . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد. . . لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست. . . تا بدانی نبودنت آزارم میدهد. . . لمس کن نوشته هایی را که لمس نا شدنیست و عریان. . . که از قلبم بر قلم و کاغذ میچکد. . . لمس کن گونه هایم را که خیس است و پر شیار. . . لمس کن لحظه هایم را تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم. . . لمس کن این با تو نبودن ها را. . . لمس کن. . .لمس کن. . . ولنتاین بر همه عاشقان مبارکباد نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم




سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیوونه همیشگی
فدای مهربونیات چه میکنی با سر نوشت؟
دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشتم
حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگات بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هما هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا منو پبشت برسون
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه؟
غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه؟
چادر شب لطیفت رو شبا از روت پس نزنی
تنگ بلور آبت رو یه وقت نا غافل نشکنی
اگر واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر از کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تر شده
فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو بگم به آخر خط رسیدم
نمی دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
بخاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته؟
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟
می دونم همین روزا عشق من از یادت می ره
بعدش خبر می دن بیا که داره دوستت می میره
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه 
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوستت دارم
داغ دلم تازه می شه اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر
دلم می خواد یه چیزی رو بدونی
دیگه نه عاشق هست نه مهربونی
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشون رو بدرقه پاکی خنده هات کنن










به تو ای عشق و عاطفه مهربانی و محبت سلام.
مرا در بیان نا گفته ها نا توان یافتی.
چون خیال مهر تو چنان در جان ریشه دوانیده است.
که بیانش نا ممکن است.
فقط آگاه باش که این قلب تا ابد با یاد تو می تپد.
با یاد تو و آن نگاه ساده و معصومانه ات.
نگاهی که قلب سرد مرا به تپش وا داشت.
تپشی به روشنی تلألو این قلب.
دوستش داشته باش چون تو را دوست دارد.
او را بخوان چون تو را می خواند.
و او را از مران چون حق تپش را از او می گیری.

دوستت دارم عزیزم






انتظار

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت
12:8 بعد از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/15ساعت
6:4 بعد از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در جمعه 1388/04/12ساعت
6:31 بعد از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت
11:57 قبل از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت
10:48 قبل از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/21ساعت
3:17 بعد از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در جمعه 1387/12/16ساعت
11:22 قبل از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در جمعه 1387/12/09ساعت
2:52 بعد از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت
10:0 قبل از ظهر توسط BaHaR| |
نوشته شده در جمعه 1387/11/18ساعت
2:42 بعد از ظهر توسط BaHaR| |


